محسن جابرى عربلو
73
فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامى ( در باب معاملات ) ( فارسى )
بيع منابذه الف - اين است كه هريك از متبايعين جامهء خويش را به سوى ديگرى اندازد و بگويد : « هذا بهذا » بدون تأمل و دقت و حتى بدون نگاه در آن « 1 » . ب - و به بيان ديگر بيع منابذه اين است كه متبايعين انداختن جامه را مثلا بيع قرار دهند و به آن اكتفا نمايند مثل اينكه بايع بگويد : « أنبذ اليك ثوبى بعشرة » . ج - و يا اينكه انداختن جامه را شرط لزوم بيع و سقوط خيار قرار دهند مثل اينكه بگويد : « بعتك هذا بكذا على انى اذا انبذته اليك لزم البيع » . بطلان اين معامله فى الجمله مورد اتفاق فريقين است زيرا آن از سنتهاى اهل جاهليت بود و رسولخدا - ص - از آن نهى فرمود « 2 » . بيع النسيئه ر ك : نسيئه بيع نقد بيع حاضر به حاضر . در شرح لمعه و مكاسب مىنويسد : بيع - به اعتبار تقديم و تأخير ثمن و مثمن يعنى نقد بودن يا مدتدار بودن آنها چهار قسم است بدين ترتيب : الف - صورت نخست آن است كه ثمن و مثمن هردو حال يا نقد باشد اين قسم را بيع نقد مىگويند . ب - صورت دوم آن است كه ثمن و مثمن هردو مؤجل يعنى مدتدار باشد اين قسم بيع كالى به كالى ناميده مىشود و باطل است چون در حديث آمده است : « نهى النبى - ص - عن بيع الكالىء بالكالىء » . ج - صورت سوم آن است كه مبيع نقد و حال و ثمن مؤجل و مدتدار باشد و اين بيع نسيئه ناميده مىشود .
--> ( 1 ) . شرح زرقانى ج 3 ، ص 316 ، المغنى ( ابن قدامه ) ج 4 ، ص 156 ، المدونه الكبرى ج 10 ، ص 38 . ( 2 ) . مغنى المحتاج ج 2 ، ص 31 ، تذكرة الفقهاء ج 1 ، ص 468 ، معانى الاخبار ص 278 .